حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

667

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

حق نگشت ، مردم ديندار و پرهيزكار انكار ندارند كه بقلم و فضل و زهد ممتاز بود و دنيا را كه رو به دو كرده بود رها كرد و به درآمد مزرعه‌اى بطبرستان كه از پدر به او رسيده بود قناعت ميكرد . " معتزليان و فاطميان طرفداران تفسير به رأى بودند كه ميخواستند آيات محتمل الوجوه را مؤيد عقايد خود كنند از جمله عقايد معتزليان قضيه تنزيه يا نفى صفات بود كه ميگفتند صفات خدا جزو ذات است و هرچه هست ذات اوست و فرض صفاتى بجز ذات مستلزم تعدد قديم است و تركيب ذات واجب و شرك ، درباره اين قضيه تقريرات فلسفى داشتند كه قرآن را نيز باقتضاى آن تفسير ميكردند و هرجا آيه‌اى با عقيده نفى صفات مخالف بود به تأويل آن ميپرداختند . معتزليان در قضيهء رؤيت نيز مخالف مفسران به مأثور بودند و بتوجيه اين آيه كه ضمن سخن از قيامت گويد : " و آن روز چهره‌هائى سرسبز باشد و بپروردگارت نگران باشد . " ميگفتند : " ديدار خدا به مجاز است نه حقيقت . " بخلاف مفسران مأثور كه پنداشتند مردم پارسا بروز قيامت پروردگار خويش را معاينه خواهند ديد . معتزليان در اين توجيه به قرآن نيز تمسك جستند از جمله آيه 101 سوره انعام كه گويد : " ديدگان ادراك او نكند و او ادراك ديدگان كند . " ميگفتند : " وقتى به اين دنيا ديدگان ادراك خدا نتواند بآخرت چگونه تواند ؟ " و هم آيه 143 سوره اعراف را كه خداوند به جواب موسى گفت " هرگز مرا نخواهى ديد " مؤيد گفتار خود ميكردند . از مفسران معتزله يكى ابو بكر اصم متوفى بسال 240 بود و نيز ابو مسلم محمد بحر اصفهانى متوفى 322 كه تفسير وى چهارده جلد بود و ابن جرو اسدى متوفى بسال 387 كه گويند در تفسير بسمله 120 وجه آورده بود و ابو يونس عبد السلام قزوينى متوفى بسال 483 كه تفسير او بسيار مفصل بود و تنها تفسير فاتحه در هفت جلد بود ، و بسبب تفصيل و هم از آنرو كه مطالب آن خلاف عقايد سنيان بود رواجى نيافت . از جمله مفسران معروف